سلام
مدتی بود حال و حوصله بروز کردن وبلاگ رو نداشتم ... مقاله زیر رو در حدود 6 ماه پیش نوشته بودم و قصد نداشتم که در اینجا بگذارمش ولی نظرم عوض شد . منتظر نظرات و پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در باب این مقاله هستم .
کاداستر زراعی گیلان ، اما و اگرها ...

مقاله ای که در پیش روی شماست نگاهی به معضلات موجود در یکی از پروژه های بزرگ سازمان جهاد کشاورزی کشور یعنی طرح تجهیز و نوسازی مزارع شالی زاراستان های شمالی کشور ، دارد .
طرح تجهیز و نوسازی از سه مرحله به شرح زیر تشکیل شده است :
1- عملیات نقشه برداری شامل برداشت کاداستر و توپوگرافی شالی زارها .
2- طراحی (شامل یک تکه سازی زمین های هر مالک و مشخص نمودن محل جاده و زه کش بر روی نقشه های تهیه شده در مرحله قبل ) .
3- تفکیک و پیاده کردن ساختار تعیین شده در نقشه های خروجی مرحله طراحی ، بر روی زمین .
مرحله اول توسط مهندسین مشاور انجام می شود که در مواردی کار بصورت دسته دو به افراد حقیقی و یا حقوقی دیگر واگذار می گردد .
مرحله طراحی نیز توسط شرکت مهندسین مشاور انجام می شود و در نهایت کارفرما که جهاد کشاورزی استان می باشد اقدام به برگزاری مناقصه جهت شروع فاز سوم کار ، توسط پیمانکار واجد شرایط می نماید .
آنچه در بالا ذکر شد ، شرحی کوتاه در زمینه مراحل طرح و آشنایی خواننده با آنها بود و اما معضلات و مشکلاتی که معمولا در این طرح ها پیش می آید :
در مرحله نخست کار که تماما عملیات نقشه برداری می باشد در بخش کاداستر نیاز فراوانی به همکاری درست کشاورزان و مالکان زمین ها می باشد . یکی از مشکلات ، عدم حضور مالک در منطقه و عدم همکاری لازم از سوی شوراهای روستایی برای اطلاع رسانی به زمین داران می باشد . بطوری که شاهدیم تا روز پایان عملیات نقشه برداری ، صاحبان زمین در منطقه حاضر نشده اند و عوامل اجرایی مجبور به استفاده از افراد محلی دیگر جهت نشان دادن حدود زمین و نام صاحب آن می شوند که همین امر سبب مشکلات فراوانی می شود که گاه تا فاز سوم طرح نیز به درازا می انجامد و چه دادگاه های بسیاری که به همین دلیل تشکیل نشده اند .
همچنین عدم برداشت صحیح توپوگرافی منطقه و دپوها و جهت شیب زمین مشکلاتی را در بخش طراحی و محاسبه حجم خاکبرداری و خاکریزی سبب می شود . در ضمن معمولا ایستگاه گذاری به شیوه آنتنی می باشد و خبری از پیمایش و سرشکن نمودن آن نیست .
در مرحله طراحی نیز معمولا شاهد مشکل آنچنانی نیستیم مگر آنکه که اپراتور طراحی ، مرتکب اشتباهی شده باشد .
و اما فاز سوم طرح که شامل انجام عملیات تفکیک و مرز بندی های جدید زمین ها و احداث زهکش و راههای ارتباطی می باشد بیشترین میزان مشکلات و درگیری ها را با خود بهمراه دارد .
در بخش تفکیک ، اشتباهات انجام شده در برداشت کاداستر ، خود را نشان می دهند . به این صورت که نقشه ی تحویل داده شده از سوی مهندسین مشاور با واقعیت منطقه در مواردی تفاوت دارد و این تفاوت ها و اشتباهات مربوط به عدم برداشت صحیح زمین ، چه مشکلاتی را که ایجاد نمی کنند ؛ بطوری که در بسیاری از موارد مقداری از زمین در منطقه ، در انتهای کار تفکیک کم آورده می شود و یا با اضافه زمین مواجهیم .
بنظر نگارنده یکی از راهکار های کنترل نقشه های اولیه و جلوگیری از بروز یک چنین مشکلاتی توسط مشاور این است که پس از پایان برداشت کاداستر و توپوگرافی منطقه ، نقشه بردار اقدام به برداشت کل محیط منطقه نماید یعنی محدوده منطقه طرح که زمین های برداشتی در آن واقع اند را برداشت نماید که این کار با توجه به حجم حداکثر زمین ها در طرح ، شاید بیش از یک روز هم بطول نینجامد . حال جمع مساحت زمین های برداشتی و مساحت بدست آمده از برداشت کل زمین می بایست با هم برابر باشند . در صورت عدم برقراری تساوی و وجود اختلاف فاحش و بیش از مقدار مجاز ، در صورتی که محل بروز خطا و یا اشتباه مشخص نشد ، می باست مقدار تفاوت بر روی زمین هایی که مشکل اساسی در مساحت اعلام شده با مساحت برداشت شده شان دارد اعمال شود و یا بر روی برداشت های جزئی زمین ها سرشکن شود ، یعنی به تمام زمین ها مقداری معین اضافه و یا کم شود که تاثیر فاحشی در اندازه زمین ها نخواهد داشت ولی از مشکل بزرگتر یعنی کم یا زیاد آمدن زمین در انتهای کار جلوگیری می نماید . از دیگر مشکلات ، علاقه شرکت ها به استفاده از کمترین نفرات در تیم های نقشه برداری جهت دستیابی به سود بیشتر می باشد که این مسئله سبب وارد آمدن فشار بالا به نقشه بردار و حتی چه بسا بروز خطاها و اشتباهات احتمالی اجتناب ناپذیر می گردد . برای مثال در تیم های نقشه برداری خبری از میر چین نیست و در بسیاری موارد دسترسی به تجهیزاتی چون بی سیم نیز مقدور نمی باشد که این مسئله فشار زیادی بر نقشه بردار و افراد رفلکتور گیر وارد می آورد .
از دیگر مشکلات عدم صحیح تفکیک توسط نقشه بردار می باشد .
متاسفانه یکی از دلایل عدم انجام صحیح عملیات نقشه برداری حضور کسانیست که با مدرک دیپلم و یا مدارک غیر مرتبط همچون ساختمان و کشاورزی نام نقشه بردار بر خود نهاده اند و متاسفانه بسیاری از اشتباهات و چرخش های موجود در نقشه ها و عدم صحیح عملیات برداشت ، پیاده سازی و تفکیک ، ناشی از عدم تسلط این افراد در این حرفه می باشد .
ضمن اینکه نظارت بر نقشه های تهیه شده معمولا بر عهده همان مشاور تهیه کننده نقشه است و در صورت اعتراض پیمانکار ، با دلایلی دروغین همچون دسته دو بودن کار و اینکه شخصی دیگر نقشه را تهیه کرده از زیر بار پاسخگویی شانه خالی می نمایند . نظارت بر انجام عملیات اجرایی (پیمانکار) نیز معمولا بر عهده همان مشاوریست که انجام مراحل قبل را بر عهده داشته . بدیهیست که با یک چنین ساختاری شرکت های مهندسین مشاور بزرگ براحتی قادر به انجام هر عمل نا حقی و پوشاندن اشتباهات خود خواهند بود و هیچ کس نیست که به فریاد کشاورزان مظلوم برسد . متاسفانه در بسیاری موارد شاهد همکاری پیمانکار و مشاور در این زمینه هستیم و چه نا حقی هایی که از همین روی بر کشاورزان و مالکان نمی رود ....
برای مثال در مواردی شاهد ان بوده ایم که پیمانکار به نقشه بردار متذکر شده که بعنوان نماینده مشاور نمی بایست تغییر مساحت حقیقی زمینی که مالک نسبت به مساحت اولیه آن شاکیست اعلام دارد چرا که چه بسا بسیاری دیگر از مالکان نیز بسبب این تغییر ، معترض به مساحت اعلام شده زمین خویش شوند و خللی در سرعت انجام کار ایجاد شود . حقیقت و راستی چه ارزشی دارد ؟ پول مهم تر است .
آری ، این گونه است که می بینیم به کشاورز مساحت زمینش را که پس از شکایت های مکرر و حضور مجدد تیم نقشه برداری صالح ،مساحت زمین که ابتدا 800 متر اعلام شده بود معلوم میشود که 500 متر بیشتر شده است یعنی در واقع 1300 متر است، تنها 5 متر بیشتر اعلام می کنند یعنی زمین 805 متر شده است ..!!!.
نگارنده ، عدم حضور نظارت قوی و صالح در بخش نقشه برداری این پروژه ها را یکی از دلایل حق کشی های موجود می داند و امید دارد که در آینده نزدیک شاهد تغییری در این ساختار معیوب باشیم هر چند که بارقه امیدی دیده نمی شود....
