باز هم اردیبهشت آمد و باز همایش و نمایشگاه ژئوماتیک دیگری در پیش است .
همایش و نمایشگاه ژئوماتیک از نظر این حقیر بیشتر شبیه یک ویترین شیک و تروتمیزه که تماشاش لذت بخشه اما داخل مغازه خبر دیگریست ...
می خوام از بخش زمینی شغل نقشه برداری بگم . از بخش کوچکی از مسائلی که یک تکنسین یا مهندس نقشه بردار باهاشون روبرو میشه .
نمی دونم از کدوم بگم . از اون روزی که یه زمین خوار با میله رفلکتور توی بیابون دنبالم کرده بود و من هم دوربین به دست در حال فرار بودم...
از اون روزی که کنار پرتگاه ایستگاه زده بودم و اسب رم کرده و چموشی در چند متری من پرسه میزد
یا از روزی که اولی صبحی پیرمردی چماق به دست اومده بود و اجازه نمی داد دوربین رو سوار کنم
یا از روزی که همکلاسی سابقم در حین عملیات نقشه برداری سد سقوط کرد و جان به جان آفرین تسلیم کرد
یا از روزی که همکلاسی دیگری رفلکتور در دست به کابل برق برخورد کرد و جریان برق میله رفلکتور را برید ! اما شانس یارش بود که اتفاقی براش نیفتاد
یا از روزی که یه همکلاسی دیگه ام موقع گویا سازی عکس هوایی، به جرم جاسوسی برای دشمن ، توسط سپاه دستگیر شد
یا از روزی که .......
یا از روزی که .......
یا از روزی که .......
دوست دارین باز هم تعریف کنم ؟ باور کنید که تمومی نداره ..........
سر و کله زدن با مردم محلی
سر و کله زدن با کارفرما و مسئولین
سر و کله زدن با کارگرها و ....
کار از صبح زود تا زمانی که هوا روشنه ادامه داره
محل کار، گاه در سرمای آذربایجان هست ، گاه در گرمای عسلویه ، گاه در مناطق پر خطری مثل سیستان و بلوچستان ،گاه در مناطق مرزی کردستان ، گاه در میان گل و لای شالیزار و زیر نم نم باران و .... و حکایت همچنان ادامه دارد ...
گاه راننده تان شما را به بساط مخدرخویش دعوت می کند تا از فشار کار رهایی پیدا کنید ،
گاه کبابی نزدیک محل کارتان شما را میهمان گوشت خر می کند بی آنکه بدانید... و گاه خورشت مرغی غنی شده با پشه و سوسک به شما می دهند ...
استرس بسیار بسیار بالای کاری رو هم به موارد بالا اضافه کنین ... یادش بخیر چند وقت پیش سر یه کار تفکیک بودم ، بعد اینکه زمین ها رو با دوربین تقسیم می کردیم صاحبای بعضی زمین ها بلافاصله پشت سر ما شروع به متر کشی زمین می کردن ، حالا خودتون حساب کنید که اگه لحظه ای غفلت در کارتون می داشتید و متراژ صحیح نمی بود ، کشاورز چه بلایی سر آدم میاورد ...
حرف بسیار است
این همه زحمت می کشید ، این همه سختی به جان می خرید ، بیست و چند روزی از ماه دور از خانه و خانواده هستید . اما جوابش چیست ؟ مشتی اسکناس .
شاید درآمد سوپر مارکت محلتان بیشتر از شما باشد که هست ...
و این همه سختی باید بدون حتی یک اشتباه باشد . اشتباه یعنی کتک خوردن ، یعنی بی آبرویی ، یعنی توهین شنیدن و حرف خوردن از هر کس و ناکسی ...
اشتباهی که مانند دست گل مهندس ساختمان بعد از حادث شدن زلزله و فرو ریختن ساختمان آشکار نمی گردد...
اشتباه در کار نقشه بردار همون موقع یقه اش رو می گیره .
اولین گام های هر پروژه عمرانی رو شما برمی دارین و تا آخرین گام ها با پروژه همراهید ...
شما نقشه بردار هستین

این همه زحمت و تلاش
این همه سختی
حالا یه سوال :
چرا هنوز رشته زیربنائی مهندسی عمران – نقشه برداری که کمتر از 10 واحد تخصصی مشترک با رشته عمران-ساختمان داره برعکس همتای خودش ، در جامعه شناخته شده نیست ؟
چرا رشته ما رو با نقشه کشی اشتباه می گیرن ؟ نقشه کشی رو 1 ماهه تو آموزشگاه یاد میدن ، نهایتش اینه که براش مدرک کاردانی به فرد میدن .
اما نقشه برداری چی ؟
4 گرایش دکترای این رشته رو در ایران داریم اما حال و روزمان این است .
چرا سطح درآمد شاغلین این رشته مخصوصا در شرکت های مشاور نسبت به زحمتی که می کشن هنوز پایین هست ؟
چرا هر ننه من غریبی بدون داشتن مدرک آکادمیک مرتبط کار نقشه برداری انجام میده؟
آقا گذشت اون زمانی که کمبود نقشه بردارداشتیم . گذشت .
یه دلیل مشکل بالا خود نقشه بردار ها هستن که برای منفعت بیشتر افراد غیر متخصص رو آموزش می دن و...
البته خوشبختانه هنوز بازار کار خوبه ، شاید بشه گفت مهندسی عمران-نقشه برداری بعد ازمهندسی نفت دومین رشته در ایران از نظر بازار کار هست . بعنوان مثال از 70 همکلاسی من حداقل 55 نفرشون و شاید هم بیشتر در حین تحصیل مشغول کار بودن و هستن و این رو شما در هیچ رشته دانشگاهی دیگری نمی بینین ...
اما بخش زمینی و صحرایی این رشته ، مرد کار می خواد .
سعی کردم تا جای ممکن خلاصه بنویسم .
چقدر بهتر میشد اگر که در کنار بحث های علمی مطرح در همایش
کمی هم به دردهای نقشه برداران پرداخته میشد ...
و آخرین سوال :
زحمات و تلاش های مدیران قبلی ومدیریت فعلی ارزشمند بوده ، اما
چرا رئیس سازمان نقشه برداری ایران ، مهندس نقشه بردار نیست ؟